بیدمشک

مقوی اعصاب است!(((:

تا حالا کف اتوبوس دراز کشیدین؟!

۲ نظر

امتحان ها بالاخره امروز تمام شدند...اما ترکیب گرما و 3 امتحان پشت سر هم و امتحان الهی کار خودشان را کردند و دست به دست هم دادند تا بنده امروز موفق شوم دنیا را از زاویه ی کف بی آر تی تماشا کنم!

امتحان سر ظهر بود و با دوستم در ایستگاه قرار داشتم که برویم و امتحان آخر را بدهیم و خلاااص!

تا سوار اتوبوس شدم گفتم ریحانه سرم داره گیج میره!بعدش را دیگر یادم نیست تا آنجا که چشمانم باز شد و دیدم دوستم پاهایم را بالا گرفته و خانم ها دورم جمع شده اند...شکلات خوردم و نشستم روی صندلی و اینجا دیگر سیل نظرات کارشناسی شروع شد..که شما بچه ها چیزی نمی خورید و به خودتان نمی رسید و این حرف ها!

بعد هم که امتحان آخر و عکس گرفتن های آخر ترم و تمااام!

خلاصه اینکه امتحان ها بالاخره قبل از این که ما تمام شویم،تمام شدند!

و ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم....

۶ ۰

یادمان بماند....

بخشی از وصیت نامه ی حضرت علی(ع) که اگر به عنوان یک اصل اخلاقی یادمان می ماند شاید دنیا قشنگتر از چیزی بود که حالا هست...


۸ ۰

این ساز شکسته اش خوش آهنگ ترست...

قرآن باز کردم...نیت کرده بودم،از ته قلبم نیت کرده بودم،آیه 87 سوره ی انبیا آمد،ذکر یونسیه...

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

و ذوالنون را، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد: هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم

و آیه ی بعدی

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ

دعایش را مستجاب کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را، اینچنین می رهانیم

۹ ۰

فرشته ی نگهبان!

هر بار که آمده ام آدرس بیدمشکم را در بیوی اینستاگرام بنویسم،انگار دستی آمده و جلویم را گرفته!خواستم بگویم که از همینجا دستش را به گرمی می فشارم!که اینجا را برای من امن نگه داشته!

دوستانی دارم که محرمند و آدرس اینجا را دارند اما عمومی اعلام کردن آدرس در اینستاگرام قطعا مرا دچار خودسانسوری می کرد...نه که من چیز خاصی بنویسم اما می دانید...آدم به جایی نیاز دارد که بداند نوشتنش مورد قضاوت قرار نخواهد گرفت،کسی از روی رودربایستی مجبور به لایک کردن و کامنت گذاشتن و تعریف و تمجیدش نیست...شاید جایی شبیه یک پناهگاه!

۶ ۰

lala land

رویایی دیدن دنیا،اینکه همه چیز را در بهترین حالتش تصور کنی شیرین است...خیلی خیلی شیرین...

اما آدم بالاخره یک جایی،یک شبی،در مختصاتی می فهمد که وقتی پاهایش روی زمین است و دنیا را واقعی می بیند بسیار کمتر متضرر می شود،حتی اگر دنیا دیگر آنقدرها خوشرنگ و لعاب به نظر نرسد.

و افوض امری الی الله...

۸ ۰

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم...

۲ نظر

تو عامل ناگهانی ترین و بی جا ترین لبخندهای منی!توی صف BRT،در حال له شدن توی مترو،سر جلسه ی امتحان،وسط خواندن خانواده بونیا ویروس ها و تب هموراژیک کریمه کنگو!،پشت فرمان ماشین و گاهی هم مثل دیشب توی بالکن،وقتی مادرم کنارم بود و هر دو سکوت کرده بودیم و سیب می خوردیم!با صدای مامان به خودم آمدم که می گفت:به چی می خندی؟

خنده ام گرفت!گفتم من؟مگه داشتم می خندیدم؟

گفت آره!مگه خودت نفهمیدی؟

گفتم نه!

اولین بار نبود که یادت لبخند می نشاند روی لبم،آخرین بارش داشتم خسته و کوفته از دانشگاه برمی گشتم،دوباره یکی از آن لبخندهای ناگهانی نشست روی لبم و وقتی به خودم آمدم که 2 تا پسر جوان از کنارم رد شدند و یکیشان به دیگری گفت:این چرا انقد خوشحال بود؟D:

و واقعا...چرا انقدر خوشحال بودم؟

به قول سید علی صالحی...یادت به خیر،شادمانی بی سبب!


پی نوشت:

عنوان از ابیات محبوبم از حضرت حافظ هست:

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

۳ ۰

باز آ که در فراق تو چشم امیدوار/چون گوش روزه دار بر الله اکبر است

۲ نظر
طاعات و عباداتتون قبول باشه...ماه رمضون رو دوست دارم،با وجود همه سختی هاش و گرمای این روزا و هم زمانی امتحان الهی با امتحانای دانشگاهD: بازم حس خوب این ماه همراهم هست...
همه امتحانام پشت سر همه و مدام یا فیزیولوژی میخونم یا ویروس...گاهی انقد سرم از اسم ویروسا پر میشه که حس می کنم مغزم اشباع شده و برای یه اسم جدید هم جا نداره!
دیشب خواب استاد ویروسمون رو میدیدم که در واقعیت بسیاااار بسیاااار گوگولی و دوست داشتنی و مهربونه!(: ولی تو خوابم یه پالتوی کارآگاه گجتی پوشیده بود و با هفت تیر ایستاده بود جلوم!
پریشب هم خواب آدمی رو میدیدم که دوستش دارم!(:و بهم می گفت ببین من ویروس تیپ HHV7 و تیپ سایتومگال انسانی رو دارم!نزدیک من نشو!تو هم مریض میشی|:   ):
خلاصه که ظاهرا این ویروسا بدجوری روی مخم اثر گذاشتن!امیدوارم تا بعد از ماه رمضون و بعد از امتحانا زنده بمونم!D:
۴ ۱
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان