بیدمشک

مقوی اعصاب است!(((:

برای سعدی جانِ عزیز ِ دل!

۴ نظر

پدرم شیفته ی مولانا بود و هست،من عاشق حافظ بودم،عاشق غزل،عاشق ادبیات غنایی...

عاشق ادبیات عاشقانه...فکر می کردم سعدی یعنی بوستان و گلستان،نصیحت و حکایت،حقیقت و آرمان شهر...من هیچ وقت غزلیات سعدی رو نخونده بودم...اولین بار محمد بحرانی،مجری رادیو هفت و رادیو شب و صدا پیشه ببعی و جناب خان بود که توی یکی از برنامه ها گفت از غزلیات سعدی غافل نشید...بعد اون هی غزلیات سعدی خوندم و هی بیشتر عاشقش شدم...ذوق کردم و متعجب شدم که سعدی که انقدر خوب نصیحت میکنه،از یه منظر دیگه چقدر میتونه عاشقانه به دنیا نگاه کنه...
القصه...اول اردبیهشت ماه روز سعدی هست و به سرم زد یکی از بندهای ترجیع بند فوق العادش رو بخونم و ضبط کنم....
گرفتگی مختصر صدا و کم و کاستی های دیگش رو ببخشید...خیلی سریع ضبط شده...(:
 

پ.ن:گاهی فکر می کنم سعدی تمام حس هایی رو که ممکنه یه آدم عاشق تجربه کنه رو واژه کرده...
تو را سریست که با ما فرو نمی آید
مرا دلی که صبوری از او نمی آید
۵ ۰

عاشقانه های یک میکروبیولوژیست!

۲ نظر

باید همون شب می فهمیدم.باید می فهمیدم که اون خواب کذایی رویای صادقه بود.همون شبی که تو خواب وایسادی جلوم و گفتی:نزدیک من نشو!من هرپس ویروس تیپ 6 دارم!تو هم مریض میشی!

میدونی؛اشتباه کردم!فکر کردم زیادی ویروس خوندم و زده به سرم...!حتی به ذهنم نرسید درباره اسم ویروسی که گفتی فکر کنم!این همه ویروس،چرا گفتی هرپس تیپ 6؟باید بیشتر دقت می کردم...باید برای یه لحظه هم که شده از سرم میگذشت که تو دست گذاشتی رو یه ویروسی که تب ایجاد میکنه!باید می فهمیدم دست گذاشتی روی اسم خانواده ویروسی که یکی از اصلی ترین شاخصه هاش latent* شدنه...یک سال گذشته و حالا که تو خنکی هوای فروردین با یه چادر نازک نشستم تو بالکن و ماه کامل همه جا رو روشن کرده،حالا که دو ساعت از نیمه شب گذشته و خوابم نبرده میفهمم خوابم رویای صادقه بوده...تو latent شدی...نهفته شدی و کاری از دست هیچ کس برنمیاد...

فقط یه سوال...اگه اینبار گذارت به خواب های خلوت من افتاد بهم بگو سویه جدیدی از هرپس ویروس تیپ 6 کشف شده؟

HHV6 که فقط سلول های لنفوتروپیکو آلوده می کرد....HHV6 که کاری به میوکارد قلب نداشت...!



پ.ن:یا به قول جناب سعدی،تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم....




پاورقی*:ویروس ها با شاخصه های مختلفی طبقه بندی میشن،یکیشون latency یا نهفتگیه...منظور از نهفتگی اینه که وقتی ویروس وارد بدن میشه چه فرد رو ظاهرا بیمار کنه و چه نه،بسته به نوع ویروس در یکی از ارگان های بدن نهفته میشه،همگام با سلول های فرد تکثیر میشه و همیشه همون جا می مونه،میتونه تا همیشه بی علامت باقی بمونه و یا در مواردی عود کنه و خودش رو به شکل بیماری نشون بده...

مثلا تبخال از این دسته ویروس هاست،همیشه توی سلول های اعصاب صورت درصد بالایی از افراد هست ولی در عمل بروز کمی داره و معمولا زمان استرس های شدید بروز میکنه...

ویروس آبله مرغان هم همین طوره،بعد از ابتلا و بهبود به صورت نهفته باقی میمونه و ممکنه بعدا زونا ایجاد کنه...و قس علی هذا...

HHV6 هم همینطوره،بیماری قابل توجهی در بزرگسالان ایجاد نمیکنه اما نهفته میشه....تا همیشه....

۲ ۰

در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا؟!

دیوان حافظ باز کرده باشی و غزل پنجاه و یکم آمده باشد که:

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردن او دید و در انکار من است

 

پ.ن:عنوان از جناب مولانا و این دو بیت از حافظ جان

رباعی مولانا هم با صدای شهرام ناظری بشنویم(:

 


پ.ن 2:این رباعی رو گروه پالت هم خونده...اون هم شاده و قشنگ(:

دل من الان آهنگ آروم تری میخواست(:
 

۹ ۰

آب حیات،نوش دارو،دم مسیحایی...

خاطره یه روزایی رو باید پیچید لای پنبه،گذاشت تو جعبه های مرصع کاری قفل دار و ته گنجه های پر رمز و راز قایم کرد که تا همیشه تا همیشه تا همیشه زنده و نو و خوشبو بمونن و حال آدمو خوب کنن..

۵ ۰

نه گریزست مرا از تو نه امکان گریز!*

هم از تو در گریزم و هم از تو ناگزیر

دامن به دست دارم و دستم به دامن است**


*سعدی

**علیرضا بدیع


+دامن به دست داشتن کنایه از گریز داشتن از چیزی یا کسی

++دست به دامن کسی داشتن هم کنایه برای کمک خواستن از کسی هست

۶ ۰

و از جایی که گمان نبرد به او روزی می رساند...*

نسیم،عطر تو را صبح با خودش آورد

و گفت روزی عشاق با خداوند است...(: **




*سوره طلاق-آیه 3

**قاسم صرافان

۹ ۰

گفتی خبر دهم تو را به تاویل آنچه نتوانستی بر آن صبر کردن...*

۲ نظر

باز هم خواب می دیدم،خواب ساحل محمود آباد را،صاف و مسطح،با دریایی آرام...در هوایی که گرگ و میش دم صبح بود و با حس نسیمی که در خواب هم برخوردش با صورتم را حس می کردم،کنار ساحل قدم می زدم...طولانی قدم زدم و بعد...بیدار شدم...

سرچ کردم تعبیر خواب دریا و ساحل!هر چند که به این تعبیر خواب های اینترنتی چندان باور ندارم!اما آدمیزاد است دیگر!!!تعبیرهای مختلف را خواندم و نزدیک ترینش به آنچه که من دیدم،بلاتکلیفی بود...گیر کردن میان دو چیز...گیر کردن بین عقل و احساس...

و آخ که من این روزها چقدر نیمه ای در آتشم،نیمی در آب!**

*سوره ی کهف-آیه 78

**از درون سوزناک و چشم تر

نیمه ای در آتشم نیمی در آب

"سعدی"


بزن باران-گروه ایهام

۵ ۰

و چه بی ذوق جهانی که...

۳ نظر

سوال درسی پرسیده بود،جواب داده بودم...تشکر کرده بود،استیکر قلب فرستاده بود و در پی ام بعدی نوشته بود من اگه تو رو نداشتم چیکار می کردم؟سه تا قلب هم گذاشته بود جلوی علامت سوالش...

ولی تا صفحه چت را باز کردم پیام آخر را پاک کرد،چند ثانیه بعد دوباره برایم نوشت:

من اگه تو رو نداشتم چیکار می کردم؟همیشه اینجور وقتا کمک می کنی...و باز هم شکلک های قلب...

"همیشه اینجور وقتا کمک می کنی"

انگار که این جمله بار رمانتیک بودن نوشته را کم می کند،انگار امن تر است،محافظه کارانه تر است...

انگار که آدم را از دوست داشتن بی دلیل تبرئه می کند...

می دانید،دختری که این جمله را برای من فرستاد از دوستان خوب من است و البته بدیهیست که پای رمانتیک بودن در میان نبود. و من هم این ها را ننوشتم که به کارش خرده گرفته باشم،نوشتن از جرقه های کوچک شروع می شود و این ماجرا یادم انداخت که احتمالا برای من هم پیش آمده که سعی کنم در ابراز احساساتم محتاطانه تر عمل کنم و دلم گرفت!دلم گرفت که انگار دنیا ساکنینش را به سمت و سویی می برد که خیلی وقت ها از ابراز بی نقاب احساساتشان بترسند...که فکر کنند اگر دوستت دارم هایشان را بخورند بهتر است!که فکر کنند همیشه کسی برنده است که احساساتش رقیق تر باشد...

و حیف...حیف دوستت دارم هایی که هیچگاه واژه نمی شوند....

۴ ۰

الغیاث از تو!

دوست داشتنت شبیه دونه های یخ زده و سفید برفه...دوست داشتنت شبیه گرمای مطبوع شومینست...
دوست داشتنت مثل آبنباتای پرتقالی شیرینه... مثل پوست پرتقال تلخه...
دوست داشتنت شبیه خواب دلچسب دمدمه های سپیده دمه...
شبیه شب بیداری های تا دم صبحه...
دوست داشتنت منتهای حقیقته...انتهای مجازه!
دوست داشتنت TNF آلفاست...اینترلوکین دهه!*
 دوست داشتنت شعر فریدون مشیریه اونجا که میگه تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق...
دوست داشتنت شاه بیت سعدیه اونجا که میگه:
الغیاث از تو که هم دردی و درمانی
زینهار از تو که هم زهری و هم تریاکی
دوست داشتنت از شاهکارترین مصراع های حافظه،وقتی میگه:
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست....
دوست داشتنت....

پ.ن یک:TNFآلفا و اینترلوکین 10 هر دو موادی هستن که اصطلاحا بهشون سایتوکاین گفته میشه،از دسته های مختلفی از سلول های سیستم ایمنی ترشح میشن که توضیحش از حوصله اینجا خارجه...اما ضد هم عمل می کنن...TNF آلفا ایجاد التهاب میکنه،اینترلوکین 10 ضد التهابه.

پ.ن دو:دوست داشتنت سخته....دوست نداشتنت؟سخت تره!

۱۰ ۰
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان