بیدمشک

مقوی اعصاب است!(((:

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم...

تو عامل ناگهانی ترین و بی جا ترین لبخندهای منی!توی صف BRT،در حال له شدن توی مترو،سر جلسه ی امتحان،وسط خواندن خانواده بونیا ویروس ها و تب هموراژیک کریمه کنگو!،پشت فرمان ماشین و گاهی هم مثل دیشب توی بالکن،وقتی مادرم کنارم بود و هر دو سکوت کرده بودیم و سیب می خوردیم!با صدای مامان به خودم آمدم که می گفت:به چی می خندی؟

خنده ام گرفت!گفتم من؟مگه داشتم می خندیدم؟

گفت آره!مگه خودت نفهمیدی؟

گفتم نه!

اولین بار نبود که یادت لبخند می نشاند روی لبم،آخرین بارش داشتم خسته و کوفته از دانشگاه برمی گشتم،دوباره یکی از آن لبخندهای ناگهانی نشست روی لبم و وقتی به خودم آمدم که 2 تا پسر جوان از کنارم رد شدند و یکیشان به دیگری گفت:این چرا انقد خوشحال بود؟D:

و واقعا...چرا انقدر خوشحال بودم؟

به قول سید علی صالحی...یادت به خیر،شادمانی بی سبب!


پی نوشت:

عنوان از ابیات محبوبم از حضرت حافظ هست:

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

۳ ۰
محـ ـمد
۱۰ خرداد ۲۲:۴۴
خنده های ناگهانی تو عموم حس و حال خاص خودشو داره..
من دلیل خندیدنم با شما یکی نیست خبب.. ولی شده گاهی وقتا تو یه جای عمومی قیافم یهو از عادیِ عادی به یه لبخند خاصی تبدیل شده.. تو اون زمان اگر کسی من رو ببینه قشنگ حس میکنه حالم خوش نییی :))

عجب بیتی بود..

پاسخ :

اون لحظه ای که آدم وسط خندیدن به خودش میاد خیلی جالبه(:
Negar
۰۹ آذر ۱۲:۴۲
mifahmm chi migii hesabiii :))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان